![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
تنهایی
کوچه هایم پر شب شبم از سکوت پر از سکوتی سنگین... چشم هایم پر شعر شعر خوب دیدار پیکرم سرد و کرخت روحم اما سرکش لب خندانم را،گاهگداری میدهم هدیه به ماه!! ماه رویای من است دوست خوب من است و من از خالق زیبایی و بوی گل سرخ از خدای من و تو میخواهم خواهشی از ته دل خواهشی خالص و ناب که سلامت دارد در همه حال ماه بانوی مرا جون من در ادامه مطلب تفاوتتو احساس کن ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط هادی در ساعت
دوست دارم تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم تو را به خاطر عطر نان گرم براي برفي که اب مي شود دوست مي دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم براي پشت کردن به ارزوهاي محال به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان براي بنفشيه بنفشه ها دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم تورا براي لبخند تلخ لحظه ها پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم
|+| نوشته شده توسط هادی در ساعت
![]() وقتی خدای آسمون بنده هاشو می آفرید
دوست دارم را با من بگو یکبار دوستم داری را از من بپرس بسیار
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه حل مشکل و غصه هام
خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام
خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی ذاره
خدایا دوست دارم
ولی با ذلت وخواری پی شبنم نمی گردم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم
دوستت دارم....
به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی ... عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای... .به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم .. ....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
از تمام وجودم می گویم! باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوســــــــــــــــــتت دارم..
سلام
نازی قشنگ من یار شوخ و شنگ من گل باغ عمر من اون روزا یادت میاد من و تو با بچه ها گرم بازی میشدیم توی اب تو کوچه ها وقتی تنها میشدیم سر میزاشتی رو پاهام دست می بردی تو مو هام قصه میگفتی تو برام شبهای سرد زمستون تو منو مهمون میکردی وقتیکه نگات میکردم اشکاتو پنهون میکردی نازی جون یادم میاد یه روز اومدی تو گندما گفتی که دوستت دارم قدر قدرت خدا وقتی بزرگ بشم من دیگه زنت میشم به قول مادر بزرگ وصله تنت میشم اما چند سال که گذشت من وتو بزرگ شدیم به قول بابا ننت مثله گرگ و میش شدیم من از اول میدونستم نازی جون راه سرمنزلمون از هم جداست فرق بوم خونمون تا بومتون از در منزلتون تا به خداست نمی خواستم که دلت چرکین بشه دل ناز نازی جون غمگین بشه یا که ماتم تو دلت لونه کنه غم وحسرت با دلت رفیق بشه اخه نازی جون: من پسری فقیر بودم توی چنگ زندگی مثله یک اسیر بودم نازی جون کی میدونه فقیری و در به دریچه دردیه؟ فقیری ادمو خار میکونه تن و تب دار می کنه مردو از زندگی بیزار میکنه ننم هی داد میزنه: شب عقد نازیه ننه جون تو هم بیا شب جشن وبازیه اخه امشب نازی جون کوچه تون چراغونه توی باغ خونتونشیرینی فراوونه یادمه ننم می گفت: عیبه مرد گریه کنه گریه قانونه زنه گریه مردو میشکنه حالا فهمیدم ننم حرف بی خود میزنه اخه مرد هم بشره وقتی قلبش بشکنه اشک چشمش روونه امشب اشکم در اومد پس عمریکه گذشت واسه چشم روشنی مثل بارون توی دشت زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند وازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند به یاد
زندگی شهد گل است زنبور زمان می خوردش انچه از ان می ماند عسل خاطره هاست
|+| نوشته شده توسط هادی در ساعت
تورا به خا طر...
تو را بجای همه ی کسانی که نمی شناختم دوست میدارم
تورا بجای همه ی روزگارانی که نمی زیستم دوست میدارم تو را به خا طر عطر نان گرم و عطر آویشن و به خا طر نخستین گلها دوست میدارم تو را بخاطر همه ی کسانی که دوست نمی دارم دوست میدارم تو را بخاطر دوست داشتن دوست میدارم... ۲/۱۲/۱۳۸۶ |+| نوشته شده توسط هادی در ساعت
|